۱۳۸۸ مرداد ۱۴, چهارشنبه

7- خداحافظ دلبستگی های من!

یادم است زمانی اینگونه کندن را می خواستم. با سر در مشکلات جدید فرود آمدن و از نو همه چیز را ساختن. یادم است زمانی که فهمیدم تمام آنچه که می توانستم اینجا تجربه کنم، تجربه کرده ام و اینبار می خواهم نه از روی اجبار که تنها از روی رغبت انتخاب کنم و آن باشم که دم به دم بزرگ شدنم را با چشمان خودم ببینم. راضی بودم از تمامی آنکس که بودم اما بیشتر از این انتظارم را می کشید. آن روزها همزمان دو تصمیم مهم زندگی ام را گرفتم. نمی دانم سخت بود یا نه تنها می دانم می خواستمشان! هر دو را!
اینروزها همه چیز دارد برمیگردد ابتدای خط! قرار است از ابتدا بزرگ شوم. و خودم تنها کسی باشم که بتوانم به خودم کمک کنم و من از هر لحاظ آمده هستم که بایستم مقابل تمامی مشکلات!
از تمامی اینها که بگذریم این بغض دارد خفه ام می کند و من عجیب اصرار دارم اینجا سر باز نکند! تمام این چند روز این دو روز آخر در فکرم جست و خیز می کرد! و حالا کم کم دارم باور میکنم که تمامی دلبستگی هایم را می خواهم پشت سر بگذارم! باید اعتراف کنم که کمی می ترسم!
نه از محیطی تازه، نه از افراد تازه ای که می دانم چند سالی هست که انتظار آمدن ام را داشته اند، نه از شروع زندگی زناشویی و نه حتی از شروع تازه تمام راههایی که چند سالی معطل ام می کنند! تنها از نبودن ِ دلبستگی هایی که قرار است اینجا جا بگذارمشان!

+ دل ام می خواست امروز در کنار دوستانم باشم. مخصوصا" سنگ صبور همیشگی ام اما، نشد! نگذاشتند! و من عجیب دلم برای خودم سوخت!

+ گمان می کنم این آخرین پستی باشد که از اینجا آپدیت می شود! از محبت همه تان سپاسگزارم!

۳۱ نظر:

samira گفت...

امیدوارم سفر خوبی داشته باشی:)

Miss-MarY!! گفت...

نازی عزیزم ! منم خیلی دوست داشتم امروز ببینمت ! و واقعاً تو دلم تاسف خوردم واسه ندیدنت !و البته لعنت به هرچی ا.ن و مراسم تحلیفش !!!! ولی انگار قسمت نبود ! ایشالا سفر خوبی داشته باشی عزیزم ! و اینکه دوریتُ احساس میکنم اما با فکر این که کنار آقای هیست خوشبخت و آرومی منم آروم میشم !! مواظب خودت باش خانوم جیغ شاعر و باشعور و مهربون خودم !!
بوس

خانوم آسموني گفت...

سفر سلامت دوست من
بوس بوسي

نسرین گفت...

وای تا بری ... جا به جا بشی ... به آرامش برسی و بعد بنویسی طول میکشه که !!! پس از همین جا اعلام میداریم دلتنگتان میشویم .

هاD گفت...

یاد پست‌های متعدد کیوان در این مورد افتادم . سفر بی‌خطر . منتظریما‌:)

گلابتون گفت...

قربون بغض کردنت برم نازنینم .....
شاید من تو لیست اونایی نبودم که میخواستی ببینی و بری .... ولی میخوام بهت بگم که چقدر از رفتنت دلم میگیره و چقدر میخواستم ببینمت و چقدر به خانوم بستنی حسودیم شد !
خدا پشت و پناهت باشه عزیز دلم .

خانوم اسمارتیز گفت...

Che khabare?!!
khosh beaashi jiqe dus dashtanie maaaan :*

pastil گفت...

hagh dari vaghaan darket mikonam, manam sharayete shoma ro daaram, vali zood adapte mishi, don't worry!!
aseman hame ja yek rang ast

سعید(زیر تیغ) گفت...

پرواز را بخاطر بسپار
امیدوارم هر جا که هستی سلامت باشی
امیدوارم جیغهایت تبدیل به نوای از سر شوق شود.

سانی گفت...

کندن همیشه سخته. امیدوارم این روزای سخت رو به راحتی پشت سر بذاری و سفر بسیار خوب و بی خطری داشته باشی دوست من.

خانوم بستنــــــــــــــــی گفت...

مواظب خودت باش عزیــــزم..سغرت بی خطـر بــانو:*

از ته ته دلم ناراحت شـــدم که نشد ببینمت..

بهترین هــارو در کنار همســر مهربونت برات آرزو می کنم

بوس بوس:*

خانوم بستنــــــــــــــــی گفت...

مواظب خودت باش عزیــــزم..سغرت بی خطـر بــانو:*

از ته ته دلم ناراحت شـــدم که نشد ببینمت..

بهترین هــارو در کنار همســر مهربونت برات آرزو می کنم

بوس بوس:*

پري ناز گفت...

مي دونم كه مي خواستي و خودت داري ميري!!!...برو به سلامت !!! و چقدر خوب كه تو روزهاي پر از تنش اينجا داري ميري!!!

ماهی گفت...

سفر سلامت خاانوم

آريانا گفت...

برات يه عالمه خوشبختي و موفقيت آرزو مي كنم هر جا كه باشي...

بانو گفت...

کجا میری؟

لبخند پنبه ای گفت...

جیغ .... دلم برات تنگ میشـه ...

امیـدوارم طعم شیرین زندگی دو نفره طعم تلخ دوری رو از بین ببره ...


مواظب خودت باش... سفر بی خطر :*

هانا گفت...

خانم جیغ امروز تازه فهمیدم اسمت نازنینه! با اینکه من کوچکترین اطلاعی در مورد شما و شخصیتت و زندگیت ندارم و فقط چند هفتس به وبلاگت سر میزنم وقتی دیدم عازم سفری دلم تنگ شد!! جونِ من مسخره نکنیااا اما من خیلی حســـــــــــــــاسم!!امیدوارم سفر خوبی داشته باشی و زندگی قشنگ و شیرینی در انتظارت باشه..خدا نگهدارت

Maryam گفت...

برات آرزوی موفقیت می کنم ... ایشالا هر جا هستی خوشبخت باشی.

hicran گفت...

آدرس این جا رو برام اشتباهی نوشته بودی! هـــــــــی سر می زدم خبری نبود!
فکر می کردم هنوز ننوشتی!
اتفاقی از روی جیغ پیدات کردم!
هر جا که باشی برات بهترین آرزوها رو دارم نازی

ناشناس گفت...

پست های پایین رو خوندم
شاید به دردت بخوره که در مورد دستشویی میتونی یه شلنگ با فلکه (یا چیزی که ایران هم داریم و میتونی با خودت ببری! چیز بد و زشتی نیست خیلیم به دردت میخوره) از زیر سیفون به آب سیفون دستشویی فرنگی وصل کنی. اینطوری شلنگ آب هم داری!
ببخشید کامنت این مدلی گذاشتم گفتم شاید به دردت بخوره. این چیزهای کوچیک گاهی باعث بزرگنمایی مشکلات کوچیکتر میشن.

Mrs.ZigZag گفت...

نازنین رسیدی؟ خوب رسیدی؟ هنوز وصل نشی یعنی به نت؟! چه خبره اونجا؟ مردم من از فضولی!!! D:

هستي گفت...

سلام نازنين جانم.
چه خبر؟.
رسيدي ؟ دوست جونت رو ماچ كردي؟:دي

هستي گفت...

سلام نازنين جانم.
چه خبر؟.
رسيدي ؟ دوست جونت رو ماچ كردي؟:دي

موسیو گلابی گفت...

امیدوارم سفر خوبی داشته باشی و دل‏تنگی‏هات هر چه سریع‏تر بهتر شن ... یکی از دوستان نزدیکم یک روز حرف خوبی زد، می‏گفت بسیار سفر باید تا پخته شود خامی! یادش به خیر ...
سفرت به خیر و خوشی!

shazde khanum گفت...

safar be salamat...
movafagh bashi.

خانوم بستنـــــــــــــی گفت...

نـــازنیــن؟؟ خوبــی؟؟ اوضاع و احوالت خوبه؟؟ آقای هیس خوبه؟؟


دلم برات تنگ شــده میشه بیای بنویسی ایـــا؟؟؟ :*

تارا میرکا گفت...

همه ش رو یه جا خوندم
مانتو... وای چه قدر خندیدم دختر
در مورد بار و بندیل: مه بابا... ما تو این زمینه تکیم...
خوش به حالت که رفتی نازنین... کاش اسم کشوری که رفتی رو میگفتی عزیزم

گلابتون و گلابی گفت...

نازنین رفتی ؟ رسیدی پیش هیس ؟!!! خبر بده . نگرانیم .

غزلك گفت...

سلام.
اميدوارم سالم! رسيده باشي و بهت خوش بگذره.
چند روز پيش خوابتو ديده بودم.با اينكه چهره تو هيچ وقت نديده بودم ولي همش توي خواب حس مي كردم تويي.

سیعد(زیر تیغ) گفت...

سلام بانو
دلتنگیمان را جوابی بده
به امید اینکه هر جای این خاک که هستی آفتاب برایت خبر از گرمای عشق بدهد.