۱۳۸۸ مهر ۳۰, پنجشنبه

44- توریست یا خواستگار!؟

یادمه دو- سه سال پیش که آقای هیس برای اولین بار تشریف آورده بودن ایران و هر روز از خروس خون صبح تا بوق سگ، ور دل ِ من و برادران محترمم تشریف داشتن و همینطوری توی محله ما میومدن و می رفتن و هر جا هم که هر کسی می پرسید "شما؟!" هنوز نه به بار بود و نه به دار! می گفتن:" داماد ِ بابای جیغ!"، یه روزی توی کوچه دوست یکی از برادران محترم ما دو تا رو با هم می بینه و از برادر محترم می پرسه :" خواهرت تصمیم گرفته ازدواج کنه؟"
برادر ما در حالی که خودش رو با سرعت تمام به کوچه علی چپ می زده عنوان کرده بوده :" نه بابا! این آقا توریسته!! خواهرم جاهای دیدنی تهران رو نشونش می ده!! "
اون آقای توریست همین آقای هیس خودمون هستن!

۲۰ نظر:

Sanaz گفت...

اوخی

خرس قهوه ای گفت...

=)))))))))))))))))))))))))))))

ulduz گفت...

romane.blogfa.com

maahoor گفت...

ایشالا که خیر آقای توریستتون را ببینید و به پای هم پیر بشین

نسرین گفت...

حتما تو یه چشمو ابرویی اومده بودی برای آقا هیس که اینجوری خودشو داماد خونواده تون میدونسته ! فکر کردی این نکات ظریف رو از چشم روانشناس مملکت میتونی پنهون کنی ؟!

حامد گفت...

خدا نیگرش داره این توریستو براتون!
توریست با خودش سوغاتی برده
حیف که تهران نیستی و نمیتونیم دیگه تو قرارای وبلاگی ببینیمت

خودمم گفت...

اصولا در اینگونه موارد برادر محترم یا باید به سرعت هرچه تمامتر به کوچه ی علی چپ بود ؟
برود یا ناچارا کلاه بی غیرتی بر سر کند البته برادر من هم در یه همچین مورد مشابهی به برادران انتظامی ( عمو پلیس ) گفت : نه والله این بنده خدا غریبه از شهرستان اومده گم شد خواهر ما داره آدرس نشونش میده...

maahoor گفت...

بله خانومی،

اگه منظورت اونی هست که تو خیابون Kanzielstraße هست. همون خیابونی که وولورت و چیبو و ایورشه هم هستند یک ساختمون قدیمی‌ کنار dm که دیواراش همه نقاشی شده اند، جشن اونجا بود...

اگه شما هم Konstanz زندگی‌ می‌کنین که همسایه سلام :)

gilasi گفت...

من یه ماه نبودما...
تا دلتون خواسته پست گذاشتین!!!

نازگل گفت...

:))

ماه مون گفت...

اول بگم اون ساناز بالایی من بودما
.
بعدشم خوشحالم فیلمایی که معرفی کردم دوستان خوششون اومده.
ببرین جیغی جون تصویر سازی بکن ولی سعی کن به جنبه های خوبش فکر کنی مثلا فرشته آدم خوبه ...مهربونی صفا صمیمیت.
.
من با اینکه این فیلم رو تقریبا 4 سال پیش دیدم ولی هنوز تو یادمه.
یه سری فیلم تو فهرست دارم به زودی می نویسم .

خوش و خرم و شاد باشی .
آهان در مورد ترشی جات خالی یه رب انارایی داشت با رب گوجه سبز جات خالییییییییییییییی

شمع سحر گفت...

برادرت چه قشنگ جوابشو داده بوده.(:

هاD گفت...

برادرتون اومده ابروش رو درست کنه . زده چشمش رو هم کور کرده :))

غزلک گفت...

چه داداش با حالی!

موسیو گلابی گفت...

اووووخی! تا باشه از این توریست‎ها باشه!

ناشناس گفت...

:D

HASTI گفت...

چه داداش خوبي. :دي

س ي م ا گفت...

خدا از اين توريستا قسمت كنه!

Toranjbanoo گفت...

چه توریست با وفایی!.............. نمک گیر شده مونده.(;

يك سين.حسابدارتمام وقت گفت...

خدا قسمت كنه خواهر! يه دوتا اقاي هيس هم بفرست اينور:دي