۱۳۸۸ شهریور ۲۲, یکشنبه

22- افسردگی یا نه!

دیدید بعضی وقتا تمام قسمتهای زندگی می پیچه به هم و آدم می مونه که روی کدوم قسمتش تمرکز کنه یا اینکه کدوم طرفش رو بگیره که خدا رو خوش بیاد و ته دل هم یه قندی آب بشه؟
حکایت الآن من دقیقا حکایت یه آدمی هست که هیچ ربطی به اون توضیح بالا نداره!! - چه بد عادت شدید ها!! انتظار دارید هر ماجرایی که می خواهم تعریف کنم قبلش حتما یه توضیحی بنویسم که به موضوع ربط داشته باشه؟!! -
در نظر بگیرید که یه جورایی همش همه منتظر باشن بعد از این نقل و انتقال دچار افسردگی بشی! بعد از اونطرف هم هی دستشون رو زیر چونه شون بزنن و سعی کنن دنبال دلیل بگردن که " پس چرا این دختره دلتنگ نشده هنوز؟!"
حالا شرایط تو به قرار زیر هست:
از یه طرف، یکی از توی ذهنت هی رد میشه و بهت یادآوری می کنه که " تلفن که زنگ می خوره توی صدات بغض نباشه! ته صدات همچین هیجانی می دی که طرفی که اونور خطه از هر لحاظ خیالش راحت بشه و خیال کنه تو ذوقی داری در حد شرکت کردن در راهپیمایی روز قدس! میشینی جلوی وب کم! آدم باش! یه وقتی گریه زاری راه نندازی ها!" در بلاگت هم جرأت نکنی یه کلمه بنویسی که چته! چون هم دوست و آشنا از این طریق پیگیر سلامت روانی ات هستن و هم مامان محترمه اینجا رو مو به مو می خونه و کافیه یه چیز غیرعادی توش ببینه، اونوقته که پدر محترم می تونن توی صنعت صادرات آبغوره حرف اول رو بزنن! توی خونه هم که باید حفظ ظاهر کرد و به وظایف شوهرداری عمل کرد و پا یه پای همسر محترم شیطنت کرد و شاد بود! جلوی خانواده شوهر هم که..!! دیگه هیچی!! باید انقدر تودار و محکم بود که بعدا" یه حساب کتابایی روت نکنن!! از طرفی هم انقدر کار و گرفتاری و زبان و کتاب و فیلم و بقیه مسائل ریخته دورو ورت که اگر هم دلتنگی این وسط سرک بکشه، وجدانت با یه چهره معصوم میاد بسط میشینه روبروت و مدام بهت زل می زنه که یعنی " دلت میاد این همه کار رو بذاری کنار و بشینی غصه بخوری و دلتنگی کنی؟"
با این حساب الان شما پیدا کنید رأی ملت رو!!
اینروزها شاید بیشتر از هر موضوعی روی این متمرکز هستم که دچار افسردگی نشم! تمام رفتارها و عادات خودم رو زیر ذره بین گذاشتم و حواسم به همه چیز هست! و جالب اینه که همه جوره همه چیز داره با سرعت به سمتی میره که فقط میشه براش دو تا جواب داشت! که البته هیچ کدومشون هم مهم نیست!

۱۴ نظر:

الیــــــــــو! گفت...

قـربون شکل ماهت بشـم که انقــده تو داری:*

نگـران نبـاش بـانو فعلا که افسردگی نگـرفتی حالا تا چند وقت دیگه ببینیم خدا چی می خواد :دی

مواظب خودت بـاش مهربون:×

نازگل گفت...

آخی اینجوری که خیلی بده عزیزم. ولی امیدوارم هیچوقت این افسردگی به سراغت نیاد.

dina گفت...

سلام. تا حالاش که رفتی. از اینجا به بعد هم میتونی. من به دختران فروردینی ایمان دارم. چون خودمم یک فروردینی هستم :دی

ffoonntt گفت...

الهههههههههی
چقدر سخته تظاهر به دلتنگ نبودن ... به بغض نداشتن
منم که با نوشته ام دلتنگ ترتون کردم :(

ماهی سیاه کوچولو گفت...

واااااای
چرا اینطوری شد
کامنت قبل من بودم

روزانه های یک دوشیزه گفت...

خیلی حال کردم با این جمله :
در حد شرکت کردن در راهپیمایی روز قدس!


خیلی حالت های روحیت شبیه خودم بود در این پست

برنادت گفت...

عزیزم ایننقدر سخت نگیر خیلی ها ارزوشونه توی موقعیت تو باشن

سعید(زیر تیغ) گفت...

خوب سلام
بعدش من چرا احساس کردم یه نکته انحرافی تو انتهای مطلبت بود
بعد چرا من احساس کردم که انگار قراره شما سه نفره بشین
به جان خودم فقط احساس کردم

ناشناس گفت...

سلام خوبي اصلا بهت نمياد تريپ افسردگي بگيري تو كه اينقدر شاد و سرحالي بابا
اصلا حيف نيست افسردگي بياد سراغ خانم خوبي مثل شما

آزاده گفت...

نه من ناشناس نيستم من آزاده هستم اشتباه شد شرمنده

raha گفت...

kho pas dige ba in postet mamanet fahmid ke chera in dokhtare deltang nashode hanooz...:))

هاD گفت...

از همون قضیه‌ی اشتیاق برای پیدا کردن سرمنشأ بوی غذای ایرانی گرفتیم قضیه چیه . بله !

غزلك گفت...

خیلی بده آدم اون چیزی رو که تو دلشه بروز نده.
بهترین کار همینه که خودتو سرگرم کنی؛ اینقدر سرگرم که اصلا یادت بره افسردگی یعنی چی!

يك سين.حسابدارتمام وقت گفت...

وقتي خودم توي شرايط مشابه كسي قراردارم اصلا بلدنيستم بهش بگم :ول كن عزيزم !غصه نخور و دلتنگ نباش واين حرفا واينا واينا!!! فقط ميتونم بگم :ارزو دارم برات يه تغيير وتحول شيرين واساسي..خوبه؟