۱۳۸۸ مهر ۱, چهارشنبه

26- کابوس ِ بُرد!

یادمه همیشه چند هفته بعد از انتخاب واحد و شروع کلاس ها، یه سیاهه ای روی برد می زدن که اسم کسانی که تسویه حساب نکرده بودن روش بود! اونم با خط درشت!! بعد از اون پیغوم و پسغوم ها شروع می شد و در مرحله آخر هم، تهدید می کردن که هر کس سریع اقدام نکنه، با حذف واحد روبرو میشه!
یادمه توی دوران دانشجویی فقط یکبار اون هم بنابر اشتباه ِ واحد حسابداری! اسم من رفت توی اون سیاهه و چقدر اعصاب خوردی و بگیر و ببند راه افتاد! یعنی رسما" کم مونده بود حکم جلب ما رو بگیرن! حالا هر چی هم براشون توضیح می دادم مگه می فهمیدن! هی می گفتن کپی فیش باید بیاری! حالا کپی فیش کجا بود؟ الله و اعلم! خلاصه که همون یکبار چنان بلایی سر من آوردن که از سیستم حسابداری و پولی و مالی و هر چیز دانشگاه که به پول مرتبط می شد، بیزار شدم! همیشه هم چهار، پنج تا کپی از فیش می گرفتم که اگر باز اشتباهی صورت گرفت، اینبار با دلیل و مدرک برم پاچه شون رو بگیرم!
کلا" تو ایران خدا نکنه بدهی ای، قسطی، قرضی، وامی، کلاسی، شهریه ای، دو زار از پول نونی!! بمونه یا کم باشه! تمام مرده هات رو از جناب آدم، برای عرض ادب میارن جلوی چشمت!
حالا اینجا!
چند روز پیش رفتم ثبت نام کلاس، عنوان کردن، هزینه کتاب و کلاس و مابقی هزینه ها رو جمع بندی می کنن و بعد می دن خدمتمون!! این چند روز همش اعصاب خوردی های اون روزهای دانشجویی توی ذهنم پررنگ می شدن! به نوعی از اینکه اسمم رو، روی برد بزنن و من چشمم بهش بیوفته می ترسیدم! امروز سر کلاس یک عدد پاکت بسیار مرتب و چسب خورده که به اسم مبارک اینجانب مزین شده بود دادن خدمتم! بازکردم دیدم جمع صورت حساب هست و شماره حساب و مهلت پرداخت! همین! نه از برد خبری بود و نه اسم درشت و نه پیغوم و پسغوم! اما اینجا و اونجا نداره! باید تسویه حساب کرد!
+ تنها ایرانی کلاس من هستم! دو تا روس داریم، سه تا عراقی و یه برزیلی! روز اول داشتیم خودمون رو معرفی می کردیم، من هر چی سعی کردم محض رضای خدا، اسم بقیه رو برای خودم تکرار کنم، مگه شد! مخصوصا اون خانوم برزیلی! رسید به من، بعد از اینکه اسم شناسنامه ایم رو گفتم، دیدم اینا اسم هاشون خیلی عجیب غریبه و اسم من راحت! بعد به مقدار زیاد اون روی ِ شیطنت کردن و ایرانی بودن ام خودش رو نشون داد! با نیش باز اضافه کردم " اسم دوم من جیغ هست! " یعنی وقتی جیغ رو تلفظ می کردن باید بودید و می دیدید!! مرده بودم از خنده! البته ازشون خواستم به همون اسم اول صدام کنن که راحت باشن! به هر حال شاید باز هم ایرانی در آموزشگاه باشه!:دی

۱۳ نظر:

نسرین گفت...

اسم دوم من هم گودزیلا هست !
میگم این ویدیویی که این پایین گذاشتی تاریخ مصرفش گذشته که ! اوووووو ! ماه مهر 87 ئه ! اون احمدی پرستان احمق به هر کسی که احمدی نژاد رو دوست نداشته باشن میگن منافق ! معنای جدید منافق !

dina گفت...

سلام.
ایول! فرق چندانی پس خدا رو شکر با آلمان نداریم :دی
دانشگاه آزاد که تا پول به حساب نریزی رکورد انتخاب واحدت رو باز نمیکنه :دی

زردآلوی سبز گفت...

سلام جیغ جان راستش میخواستم بیشتر واسه پست قبلیت تشکر کنم که واقعن تو این شرایط به من یه حال شدید داد ممنون ، بلاخره من هم بعد از این همه خوندن اینجا کامنت گذاشتم واقعن نوشته هات خودت و هیس رو دوس دارم

غزلک گفت...

واقعا فقط کافیه مثلا اینجا پول کلاست یه جلسه اینور اونور بشه آبروی آدمو میبرن.

پري ناز گفت...

بايد مي گفتي قسطنطنيه!!!!:دي

ماهی سیاه کوچولو گفت...

منم همیشه از این بابت استرس دارم

چه بامزه ... اونجا صدا کنند شما رو جیغ ! :)

گلابتون گفت...

من منتظرم یه ایرانی دیگه پیدا بشه .... های میخنده !!!! : دی

دختر آبی گفت...

ممنونم که بهم سر می زنی عکس های خونتون رو دیدم خیلی شیک و خوب بود و معلومه که خیلی با سلیقه ای دعا می کنم به آرزوهای خوب خوبت برسی خانمی

سعید(زیر تیغ) گفت...

سلام
سیستم مالی رو که کلا بی خیال آموزشی که مثلا محترم اینطوری وای به حال مالی آموزشی
ولی تصور اینکه استادتون بگه خانم جیغ بیا کنفرانس بده خیلی جالبه :)))
از بابت ماه منیر ممنون از بابت فصل سرد وظیفه بود

هاD گفت...

اگر امکان داره میشه بگین اینجا چی خوندین و کدوم دانشگاه ؟
جمله‌ی آخر باز برمی‌گرده به ماجرای بوی غذای ایرانی ؟

روزانه های یک دوشیزه گفت...

می بینی دانشگاه های ایران از مدل تسویه حساب کردن بگیر تا استاد ها و کمیته انظباطی و .... همش واقعا دلنشینه اونقدر که آدم می خواد زودتر بزنه به چاک :(

هجران گفت...

همینه دیگه آسمون همه جا یه رنگه اما دانشگاه همه جا و آموزشگاه همه جا یه رنگ نیس!
و چه قد بد!

هجران گفت...

bist du hier?
ich vermisse dich